هاشم معروف الحسني ( مترجم : حميد ترقى جاه )
331
سيرة المصطفى ( ص ) ( فارسي )
( آيا خشنود نيستى از اينكه نسبت به من همچون هارون نسبت به موسى باشى ؟ جز اينكه پس از من پيامبرى نيست . ) ( 1 ) از پژوهش در صحيحهاى ششگانه و ديگر مجموعههاى حديثى اهل سنت نيز همين بر مىآيد . در مستدرك صحيحين افزوده است كه پيامبر به على ( ع ) فرمود : « مدينه جز با من يا تو سامان نمىگيرد » . و احمد بن حنبل نيز در مسندش افزوده كه آن حضرت فرمود : « سزاوار نيست من بروم مگر آنكه تو جانشين من باشى » . ( 2 ) در « فضائل الخمسه من الصحاح السته » آمده است كه اين حديث همراه با اين بخش اخير در خصائص نسائى ( ج 2 ص 203 ) و در موافقات حافظ ابو القاسم دمشقى و در مجمع الزوائد هيثمى و كتب ديگر نيز آمده است . « 1 » على ( ع ) بنا به فرمان پيامبر ( ص ) به مدينه بازگشت . از ميان كسانى كه از همراهى با پيامبر بازمانده بودند يكى ابو الخثيمه از افراد بنى سالم بود كه دو زن داشت . چند روز پس از حركت پيامبر روزى ابو خثيمه به خانه آمد و ديد هر يك از زنانش سايبان او را شسته و تر كرده و برايش خوراك و آب آماده نمودهاند . بر آستانهء دو سايهبان ايستاد و به زنانش و آنچه براى او كرده بودند ايستاد و گفت : رسول خدا در گرما و باد و زير تابش آفتاب باشد و ابو خثيمه در سايهء خنك و خوراك آماده و زن زيبا و در ميان اموالش ؟ اين انصاف نيست . به خدا سوگند به سايبان هيچ يك از شما در نمىآيم تا آنكه به رسول خدا بپيوندم . توشهء سفر مرا آماده كنيد . آن دو نيز چنين كردند . چون وسائلش آماده شد بر شتر آبكش خود سوار شد و توشهء خود برگرفت و بسوى پيامبر ( ص ) به راه افتاد . در راه عمير بن وهب جمحى را ديد كه بدنبال پيامبر مىرود . با يكديگر همراه شدند تا در تبوك به پيامبر ( ص ) رسيدند .
--> ( 1 ) - فضائل الخمسه من الصحاح الستة ج 1 ، ص 299 و پس از آن .